![]() |
![]() |
|
| سياه مشق هاي يک دانشجوي مطالعات زنان |
|
درست وقتی عجله داری همه چیز درهم گره می خورد! تقریبا یقین دارم که برای همه این اتفاق می افتد و دلیلش هم بسیار واضح است. دوستی می گفت وقتی عجله داریم به این معنی است که دچار فقدان دقت هستیم و به همین سادگی در همه کارها گره ایجاد می شود! شاید درست مثل این روزهای من. تا ۳۱ شهریور به دستور تحصیلات تکمیلی باید پرونده پایان نامه را ببندم و دفاع کنم. درست یک روز مانده به تحویل پایان نامه استاد مشاور محترم یک ایراد اساسی از کار گرفتند که مستلزم حداقل دو هفته کار است. موقع پرینت گرفتن از کار درست ۱ فصل ۴۰ صفحه ای بر حسب اتفاق اشتباه پرینت شده!شماره صفحه ها از فارسی به انگلیسی تغییر کرده و فونت هم تا حدی به هم ریخته! بعد از کلی دوندگی بیهوده یک نسخه کاملا ناقص تحویل تحصیلات تکمیلی شده که فقط دعا می کنم از دیدنش استاد داور شکه نشود! دقیقا همین روزها که شدیدا نیاز به برنامه خاص آمار دارم ویندوز کامپیوتر پریده وهمه چیز رفته روی هوا. در همین بین اتصال اینترنت دچار اشکال شده و هر چه این نوت بوک را این طرف و آن طرف می برم کسی از پسش بر نمی آید! در همین روزهاست که کلی مهمان هم می آید. یکی از اساتید هم کاری را می خواهد که نیاز به کلی دوندگی دارد. استاد مشاورم کاناداست و عملا امکان صحبت دقیق نیست. داور مشخص شده اما معاون آموزشی مدام تاکید می کند که اسم داور محرمانه است و من نمی دانم چرا فقط برای من محرمانه است؟! چون تقریبا دیگر همه اسم داورشان را می دانند! بعد از همه اینها درست روزی که پایان نامه را تحویل دادم و تقریبا کارهایم را در دانشگاه تمام کردم نوت بوکم خود به خود درست شد! استاد مشاورم ایمیلش را چک کرد و برایم آرزوی موفقیت کرد. فونتم سر جایش برگشت آن هم فقط با تعویض یک کامپیوتر! از قرار معلوم تحصیلات تکمیلی با این همه پایان نامه استاد داور پیدا نمی کند و ما فعلا در دانشگاه تشریف داریم و هیچ عجله ای هم نیست. فردا صبح اشکال پایان نامه حل می شود و من فقط فکر می کنم این همه فشار این روزها و درهم ریختن کارها فقط ناشی از بی دقتی من بوده؟! به همه اینها اضافه کنید دنبال کار گشتن و فکر کردن به اینکه پس معدل بالا داشتن و نفر اول دوره بودن به چه دردی میخورد؟! چون همچنان در این زمینه اندر خم یک کوچه ام. با وجود همه اینها روزهای امروز از بهترینها هستند با وجود همه سختی شان و با این همه هذیان... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 23:31 توسط فاطمه ظريف جلالي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
نظریات فمینیستی روزنگار گشتی در شهر زنان پیشتاز ترجمه نقد کنیم! یادمان باشد... از دوستان با هم بخوانیم ایده |
|
RSS
|