![]() |
![]() |
|
| سياه مشق هاي يک دانشجوي مطالعات زنان |
|
فرمانده نيروي انتظامي در همايش بزرگ «پليس، جامعه و امنيت اجتماعي» گفت: پس از برخورد با سازماندهندگان فساد، فاسدان و هنجارشكنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام ميكند كه در ادامه پيگيريهاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها كه فساد را تئوريزه كرده و به نام مقتضيات زمان، اشاعه فساد ميدهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد ميكند. |
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 21:55 توسط فاطمه ظريف جلالي |
|
|
برای کسانی که علاقه مند به دسترسی به مقالات مختلف علمی از نشریات علمی پژوهشی خارج از کشور هستند این لینک رو اینجا می ذارم که مربوطه به سایت sagepub است. می تونید به این سایت مراجعه کنید و در قسمت دسترسی آزاد بعد از ثبت نام عضویت به نشریات دلخواه خودتون تا حدود ۱۷ روز دیگه دسترسی داشته باشید و اونها رو دریافت کنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 12:58 توسط فاطمه ظريف جلالي |
|
|
خسته از بلند حرفزدن، بی هرگز يارای کاری داشتن و عذر تراشيدن، هماره، برای ضعفهامان خسته از يکديگر را چون دو سرزمينِ بيگانه يافتن و دلها را به هم پيوستن در ويرانههايی وانهاده بينديش! نيروی تو از آنِ من است میتوانستيم آواز بخوانيم، بلند، در اين ميدان ناتني را آمنه با سخاوت هميشگي اش برايم فرستاد و من هم از صبح يك بند خواندمش. نمي دانم ياد چه چيزهايي مي افتم و نمي دانم چه چيزي است كه اينقدر قلبم را فشار مي دهد . فقط مي دانم كه حس فؤاد حس اين روزهاي خيلي هاست . ببين! من اگر کسي را کشتم روي وظيفهی شرعي بوده و روي همين وظيفهی شرعي هم به تو ميگويم حق نداري ديگر نقاشي کني. پات را هم از اين خانه بيرون نميگذاري تا گيسهات مثل دندانهات سفيد شود. (از ديالوگ احمد و زهرا صفحه 51) مهدي خلجي آنقدر هنرمندانه تصويرسازي كرده و تو را تا اعماق وجود شخصيتهايش ـ چه دور و چه نزديك ـ برده كه پس از خواندن به سختي ميتواني خودت را از هزار و يك حس متناقض رها كني . و نفسهاي زهرا بيش از همه در وجودت رخنه ميكند . دختري كه بودن را آنگونه كه ميخواهد به نظاره نشسته و ... ناتني تن نوشته هم هست . پر است از تن ممنوع زنانه اينبار اما با هاله اي از تقدس كه شهوت را در خود گم مي كند ! چقدر با بدنت آشتي هستي! زنها ميتوانند اندام خود را تنانهتر بفهمند. بيشتر از مردها از بدنشان پرستاري ميکنند. نگران آن هستند. به آن ميرسند. همين است که در پيشگذاشتن تنشان براي ديگري وسواس بيشتري به خرج ميدهند. ديرتر هم به ارگاسم میرسند. صفحه 54 ناتني خاطره ” فريدون سه پسر داشت “ عباس معروفي را در ذهن زنده ميكند ، انگار كه اينبار كسي از كمي بعد تر شروع كرده و اين بار اين طرف را خوب از نزديك ديده . خيلي بيرحمند. همه چيز را مصادره کردهاند. خدا را هم مصادره کردهاند. دلم دارد ميتَرَکد. ( از گفتگوي فواد و زهرا صفحه 57) ناتني دست مريزاد دارد ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم تیر 1385ساعت 15:57 توسط فاطمه ظريف جلالي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
نظریات فمینیستی روزنگار گشتی در شهر زنان پیشتاز ترجمه نقد کنیم! یادمان باشد... از دوستان با هم بخوانیم ایده |
|
RSS
|