تبليغاتX
زن و جامعه
سياه مشق هاي يک دانشجوي مطالعات زنان

 

دقیقا می خوام از دختران شهر بنویسم.دخترانی که در هیاهوی این شهر بی درو پیکر انگار عجیب گم شده اند . شاید هم به تمامی می خواهند خودشان را نشان دهند.

برای جمع آوری اطلاعات پایان نامه یک هفته ای است که کارم به دبیرستانهای دخترانه افتاده. دبیرستانهایی که آنقدر  سروصدا و فریاد دارند که گاهی کلافه ام می کند! گاهی حس میکنم نسلی را که فقط ۸ سال از من دورتر است را اصلا درک نمی کنم. نسلی که انگار دچار یک هویت مغشوش شده و از همه چیز فرار می کند و به شدت عصیان گر است.

دختران دبیرستانی که امروز رفته بودم به شدت عصیان گر بودند. ومدام فریاد می زدند. به بهانه های مختلف. خیلی ها مقنعه های را برداشته بودند و به تذکر های پی در پی ناظم هم گوش نمی دادند. با خودم فکر می کردم در جایی که این همه آدم با این مدلهای مو که همه به روز شده است ( و انصافا زیبا) دارند می گویند که اصلا به چیزی به نام حجاب معتقد نیستند این تذکرات گوش خراش به چه دردی می خورد؟ راستش دارم به ماهیت این سیستم آموزش و پرورش واقعا شک می کنم .هر چند  از این سیستم بسته جز این انتظاری نمی شه داشت.نسل من تحمل می کرد و با احترام گاهی اعتراض و این نسل دیگه اصلا گوش نمی کنه که کی چی می گه !

امروز نا خودآگاه به یاد عنوان کتابهایی افتادم که در آموزش و پرورش دیده بودم.حدیث زندگی ، کتابهایی در مورد پیامبر و کلی عنوانهای دینی. اولویتهای پژوهشی هم همه در مورد موضوعات مرتبط با پیامبری که اعظم می خوانندش نه پیامبر رحمت. واقعا چرا؟! موضوعات پژوهشی به نظرم آنقدر کلیشه ای و ناکارآمد بود که اصلا ارزش فکر کردن هم نداشت. گاهی حس می کنم ما داریم یک جامعه را بسیج می کنیم که بروند به سمت چیزهایی که ... ما می خواهیم چه نتیجه ای بگیریم؟

امروز خیلی از بچه ها در پرسشنامه می نوشتند که یا اصلا نماز نمی خوانند یا به ندرت نماز می خوانند.و همه نوشته اند به خدا اعتقاد دارند و به خدا احساس نزدیکی می کنند و خیلی وقتها در کارها از خدا کمک می خواهند. اینها همه یعنی ما نسلی را داریم که نمی خواهد آنطور که سالها در کتابهای دینی گفته اند دیندار باشد.سبک دینداری خودش را دارد و خدایش هم بیشتر از اینکه جبار و دور از دسترس باشد رحیم و همین نزدیکی هاست.

دخترانی که من امروز دیدم ...

همه در هیاهوی این شهر گم می شوند بی آنکه کسی بداند چرا...

------------------------------------------------------------------------------------

شاید آشفته نوشتم. کامنتها را که می خواندم مدرنیته یاد آوری کرده بود که ۲ هفته است چیزی ننوشته ام.پایان نامه مرحله ای از کار است که حس می کنی دیگر دلت نمی خواهد ادامه بدهی !این هم فصلی جدا می خواهد. به هر حال نوشتم تا کمی هم از حال این روزها گفته باشم. دلم می خواست همه حسم درباره این دختران را بیاورم اما نمی دانم چرا نشد.شاید باز در مورد نتایجی که به دست می آورم چیزهایی نوشتم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 19:36  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

ادوار نیوز : نیروهای امنیتی صبح دوشنبه پیش از آغاز تجمع با هجوم به منزل شهلا انتصاری از فعلان حقوق زنان اقدام به بازداشت وی کرده اند که خبری از وضعیت ایشان در دسترس نیست.

در آخرین اقدام از سلسله برخوردهای نیروهای امنیتی با فعالان حقوق زنان برگزارکننده برنامه، در ساعات پایانی امشب و پس از اتمام تجمع نیروهای امنیتی با حمله به منزل این فعالان ازجمله نوشین احمدی خراسانی،شهلا انتصاری، پروین اردلان و... اقدام به تفتیش نیز تخریب اموال شخصی و منزل مسکونی انان کرده اند.به نظر می رسد این اقدام در استای ایجاد جو رعب و وحشت و نیز پرونده سازی برای فعالان مدنی صورت گرفته است.

آخرین خبرها حاکی از آن است که مادر و خواهر پروین اردلان در تجمع امروز زنان نیز به نحو وحشیانه‌ای بازداشت شده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 12:55  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

 

 

تجمع امروز زنان در ميدان هفت تير هم به خشونت كشيده شد. تجمعي كه از ابتدا عنوان مسالمت آميز را با خود يدك مي كشيد تا همگان بدانند كه زنان با هيچ كسي سر جنگ ندارند و آمده اند تا بگويند ، من به عنوان مادر شما ، خواهر شما ، دختر شما و همسر شما حق حيات مي خواهم ! اينبار نه حياتي در حد اجازه براي نفس كشيدن صرف ، ما حق حياتي برابر با نيمه اي از جامعه را ميخواهيم كه قرنهاست محقانه به جاي ما سخن گفته ، احساسات و وجود مارا به سخره گرفته و همواره ضعيفه اي بيش در نظر نداشته و صد البته در جاي خود از دامان پر بركت ما بارها به عوالم بالا شتافته ! داماني كه نمي دانم چرا اگر بخواهيم براي خودمان از آن استفاده كنيم ديگر وامصيبتا!

دارم فكر مي كنم كه شايد به همين زودي مدنيت را از ياد برده ايم . به همين زودي فراموش كرده ايم كه اعتصاب و تجمعات آرام و... از اصول يك جامعه مدني است ! نكند اينها هم رويايي بوده كه به وقوع پيوسته و حالا ما بي هوا از خواب خوشمان بيدار شده ايم و به واقع معناي حرمت و كرامت انساني ، دولت مهرورزي و عدالت و هزار حرف و حديث ديگر را به عينه داريم مي بينيم ؟ نكند باز اينقدر اين جهانهاي مردانه و زنانه از هم فاصله گرفته اند كه ما در تعابيرمان از اين مفاهيم دچار مشكل شده ايم؟! يكي بيايد و بگويد اگر كسي حرفي داشته باشد بايد چه كند؟

چند مدت ديگر دوباره روز فانتزي زن و مادر است. شايد زناني كه امروز و 8 مارس و 22 خرداد گذشته از دست نيروي حافظ جان و مال ملتشان كتك خورده اند زن نبودند ! امروز چند مادر در تجمع فرياد كشيده و از درد به خود پيچيده اند تا امشب كودكانش معناي حرمت زن را تا هيچ گاه از ياد نبرند؟ امشب چند خانواده هستند كه بدنهاي كبود دختران ، همسران و خواهرانشان را با اشك مي بينند و بر دل سياه شيطان لعنت مي فرستند؟ امشب چند عابر پياده هراسان به خانه مي روند و با دلهره از كشيدن موي زناني ميگويند كه  آمده بودند بگويند حرفي دارند و فكر مي كنند ... فكر مي كنند؟! شايد بي جا مي كنند !

 

نوشين احمدي خراساني ، دلارام علي و خيلي هاي ديگر كه هنوز معلوم نيست امروز دستگير شدند . شنيده مي شود كه مادر و خواهر پروين اردلان گروگان نيروهاي انتظامي يا امنيتي هستند و...

دلم گرفته و نمي دانم خواهرانم امشب را چه مي كنند و فردا را با چه انگهايي ! آغاز خواهند كرد . اما امروز صداي زنان را خيلي ها شنيدند . اين صدا خاموش شدني نيست .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 20:31  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
با یک وقفه یک هفته ای دوباره شروع میکنم . از دیشب دارم بی وقفه تایپ میکنم تا این چند روز جبران بشه .

یک هفته است که دانشکده نرفتم و خبرها رو هم تازه امروز فرصت کردم نگاه کنم . تاثر انگیز ترینش جادثه بم بود که حالم رو بد کرد و در بازداشت نگه داشتن رامین جهانبگلو بدون هیچ توضیح قانع کننده ای و ... بعضی وقتها فکر می کنم تاریخ قرون وسطی در حال تکراره اما این بار این طرف دنیا!امیدوارم دکتر جهانبگلو هر چه سریعتر به جامعه دانشگاهی برگرده .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:16  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

شرق ديروز از دستور براي برخورد با بي حجابي زنان ( يا بد حجابي ) خبر داده بود . مي خواستم همان ديروز چيزي بنويسم اما نشد و به جاي نوشتن سرو كارم به بيمارستان شريعتي افتاد كه حرف زدن در موردش يك مطلب تمام و كمال مي شه كه از روي فرصت مي نويسم .

اما بحث حجاب:

ــراستش دلم گرفت . توي فكرهاي آشفته اي كه موقع خوندن مطلب به ذهنم مي رسيد تقريبا هيچ وجه مذهبي نبود. بيشتر به اين فكر مي كردم كه انتخاب لباس به قول يكي از دوستان اولين و طبيعي ترين حق هر انساني است . چرا ما نمي توانيم هم را تحمل كنيم ؟ از ديروز دارم فكر مي كنم براي كسي مثل من كه مدام مي گرده دنبال دليل و چرايي و مدام هم اما و اگر داره ، شرايط حاضر در هيچ كدام از دو طرف دعوا مطلوب نيست . اين اجبار قلبم رو فشار مي ده ، اما از طرف ديگه ديدن هم جنسهايي كه گاهي توي يك اتوبان بي مقصد با سرعت دارند حركت ميكنند هم آزارم مي ده . از ديد جامعه شناسانه هر چيزي علتي داره . مسائل اجتماعي بايد درست شناسايي شده و بعد براشون راه حل ارائه داد. قبل از اون هم بايد ديد كه اصلا موضوع تبديل به مساله شده يا فقط در ذهن ما يا تنها يك گروه كوچك مساله است؟

ـ مساله حجاب از روزهاي اول انقلاب محل بحث و مجادله بوده. خيلي از اين بحثها هم به خاطر شرايط انقلابي به بعد واگذار شده و يا طبق شرايط مختلف برخوردهاي مختلفي هم در موردش صورت گرفته. هر از چند گاهي هم اين مدل برخورد باب مي شود و دوباره فرو مي نشيند . شايد بهتر باشه كمي ريشه اي تر به مساله نگاه كنيم . اجبار راهكار جامعه امروز ايران نيست .

ـ به نظرم اين مدل نگاه كردن و برخورد تند و قهري باز هم رنگ قيم مابانه دارد درست مثل بيشتر برخوردها در مورد مسائل زنان . در مطلب شرق گاهي از برخورد با پسران هم سخن به ميان مي آمد ( آنچه تحت عنوان برخورد باز هم مطلوب نيست ) ، اما آنچه بيشتر به چشم مي آمد اين بود كه وزنه اصلي همچنان بر مسائل مرتبط با زنان است . زناني كه گاهي تاج سر اين جامعه اند و گاهي اساسي تر از آنها معضلي نيست . آدم دچار دوگانگي مي شود !

ـ یه نکته دیگه هم در مطلب شرق برام جالب بود . همه اتفاقاتی که به نظر می رسید در زمان کوتاهی رخ داده اند خیلی به هم پیوسته و با سازمان به نظر مي رسيد . اين همه هماهنگي توي ايران اتفاق فرخنده اي مي تونه باشه !

_ يادم نمي ياد توي چند سالي که خبر ها رو دنبال ميکنم موردي از اعتراض مردان نسبت به اعمال بسياري از مردان ديگه روديده باشم  مردهايي که کم هم نيستند و تحت لواي قوانين دين مرتکب اعمالي مي شوند که انعکاس و اثرات مخربش به مراتب بيشتر از بد حجابي مي تونه باشه چرا هميشه اين زنان هستند که به هم اعتراض مي کنند ؟ يعني هيچ مرد خود داري نيست که به اعمالي که تحت عنوان قوانين مترقيانه صورت ميگيره و کليت تصوير موجود از مردها رو تبديل به افرادي تنوع طلب ميکنه اعتراض داشته باشه؟ مرداني پيدا نمي شوند که اعتراض داشته باشند به تصويري که او نها رو افرادي معرفي مي کنه غير خوددار که قادر به فائق آمدن بر هواهاي نفساني خود نيستند آنقدر که با ديدن حداقل ها زمام اختيار از کف ميدهند؟ چرا هيچ مردي به نحوه پوشش مرد ديگري اعتراض نمي کنه؟ بعضي وقتها فکر مي کنم مردها ياد گرفتند که تحت هيچ شرايطي از حمايت هم دست بر ندارند به جاي اونها ما عادت کرده ايم گناه همه چيز را هميشه به گردن بگيريم و به پاي هم بگذريم !  

ـ يك مساله ديگه هم فكرم رو به خودش مشغول كرده . اينكه در صدر اسلام برخورد با مساله حجاب به چه صورتي بوده ؟ دوست دارم بدونم آيا پيامبر رحمت هم همين شيوه برخورد رو در مقابل زناني كه حد حجاب رو رعايت نمي كردن داشتند يا ... ؟ كتاب زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش اثر خانم فاطمه مرنيسي كه هنوز وارد بازار كتاب نشده توقيف شد ، حرفهاي تازه اي در اين مورد داشت . در پاسخ به اين كتاب ، من هنوز هيچ نقد جدي و منطقي نديدم . اگر كسي سراغ داره به من هم معرفي كنه .هم در مورد برخوردهاي صدر اسلام و هم در مورد كتاب مرنيسي.

ـ آخر هم اينكه مدتي پيش آقاي احمد قابل مطالب جديدي در مورد حجاب در وبلاگشون گذاشتن . براي كساني كه به بحثهاي فقهي از دريچه نگاه تازه علاقه دارند خوندن اين مطلب رو پيشنهاد مي كنم .

اين هم لينك مطلب :

http://ghabel.persianblog.com/1384_4_ghabel_archive.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18:59  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ تخصصي سقط جنين- استفتا در مورد سقط جنين در موارد تجاوز
ف ی ل ت ر ش ک ن
ف ی ل ت ر ش ک ن
فمينيسم سكولار :پیشقراول مدرنیته در ایران! مهرداد درويش پور
بحث داغ حجاب...
گستردگی ازدواج موقت در مذهبی ترین شهر ایران
خانه يك افغاني كجاست؟!
ختنه دختران
ما اتومبیل بوده ایم!!!!
رویکرد فمینیستی در تفسیر قرآن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
نظریات فمینیستی
روزنگار
گشتی در شهر
زنان پیشتاز
ترجمه
نقد کنیم!
یادمان باشد...
از دوستان
با هم بخوانیم
ایده
پیوندها
کانون زنان ایران
مجله زنان
زنستان
جامعه شناسی و زندگی روزمره
جامعه شناسی ایران
آمنه شیرافکن
دکتر شیرین احمد نیا
عباس معروفی
مریم رضایی
احمد قابل
بامداد لاجوردی
امید معماریان
معصومه ناصری
خورشيد خانم
مريم ميرزا
اسپارتا
حباب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان