تبليغاتX
زن و جامعه
سياه مشق هاي يک دانشجوي مطالعات زنان
 

از صبح بهانه نوشتنم سالگرد هجرت غمگنانه کسی است که اولین جرقه های زیستن انسانی را در ذهنم ایجاد کرد و نوشته هایش به جرات دلنشین ترین یافته های دوران نوجوانی و آغاز جوانی ام بود. نمی خواهم در مجالی که دوست دارم به حس و حال و هوایم در مورد این مرد بزرگ اختصاص یابد چیزی را به نقد بنشینم. هر چند معتقدم در جای خود همه ما قابل نقدیم و خطاها یا افکار متفاوتی از دیگران در کارنامه خود خواهیم داشت.

امروز بر حسب اتفاق و به یمن پخش یک سخنرانی از دکتر شریعتی که بسیار برایم دلنشین بوده و همچنان تا حد زیادی هست به یاد آوردم که بذر اولین تفکرات من درباره حقوق و شخصیت زن از کتاب فاطمه فاطمه است او شکل گرفت و یادم می آید که آن روزهای نا آرام و پر تردیدم را تا چه حد آرامش بخشید. آن روز دریافتم که آنچه تحت عنوان سنت به من به عنوان زن تحمیل می شود الزاما دینی نیست که من را به قضاوت می نشیند. این پندار آنچنان آرامش و امنیتی به من بخشید که تا مدتها پس از آن دریچه تفکر و بحث و حتی تردید را به رویم گشوده نگاه داشت و ...

و شاید بد نباشد که باز به یاد بیاورم که همین انسان بزرگ که در زمانه خود و حتی گاه در همین زمانه بی بدیل در صراحت و حمله به مصلحت به نظر می رسد باعث شد تا من امروز در حوزه علوم اجتماعی باشم و در مختصاتی خاص تر تا این پایه به مقوله زن و حقوق انسانی او توجه کنم.

یادش گرامی باد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 22:43  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

توی این روزها که دیگه هر سایت و وبلاگ معمولی هم فیلتر شده فکر میکنم این آدرس ها به کار بیان:

http://elanceconnect.com/myspaceagent/

http://elanceconnect.com/proxyempireorg/

http://www.localbreakers.net/

http://www.elanceconnect.com/

http://proxy.c-cher.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 8:58  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

 

هیچ وقت پیش نیامده که در زندگی چیزی را با حسرت بخواهم یا به شدت آرزو کنم. کاش در زندگیم زیاد بوده اما همیشه گفته ام : کاش وقتی می آید که هیچ امیدی نیست!

بچه که بودم دوست داشتم بعدازظهرها زود بیاید تا گاهی با پدر و مادر برویم بلوار رو به روی پارک ملت مشهد و خودمان را بستنی طلاب مهمان کنیم و من تا دلم می خواهد از وسط سبزه های بلوار به دنبال ماشین های آن روزها بدوم و برگردم! خواسته کوچک دوران کودکی من که زود هم برآورده می شد.

بزرگتر که شدم خواسته هایم هر چه بیشتر با اجتماع پیوند خورد. دبیرستان که بودم می خواستم شاگرد اول باشم و خیلی نگذشت که شدم. بعد دوست داشتم جامعه شناسی بخوانم که خواندم. آن روزها گاهی با بچه ها می گفتیم خوب است کارشناسی ارشد هم قبول شویم و شدم! خیلی زودتر از آنچه تصورش را می کردم. کمی بعد تر در ذهنم مرور می کردم که خوب است آن سوی مرزها هم به تجربه درآید و ... به تجربه در می آید.

امروز که داشتم زیر آفتاب سوزان اواخر خرداد پیاده مسیر همیشگی دانشگاه تا خانه را می آمدم با خودم فکر می کردم آرزوهای به ظاهر بزرگ انسان درست به اندازه همان خواسته کوچک دوران کودکی کوچک و دست یافتنی هستند. خیلی زودتر از چیزی که تصورش را می کنیم به سراغمان می آیند و گاهی حتی غافلگیرمان می کنند. شاید برای همین است که هیچ وقت برای هیچ خواسته ای آه نمی کشم چون یقین دارم که جایی در انتظارم نشسته و فقط کمی حوصله لازم است که به دست بیاید.

نمی دانم چرا اینها را اینجا نوشتم. شاید یک دلیلش دلگیر بودن این روزهای بعضي از دوستانم است كه حس امروزشان اين است كه همه چيز براي هميشه تمام شده و فرصتها فقط يك بار بدست مي آيند!

حس اين روزهاي من شايد حس روزهايي است كه در كنكور قبول شده بودم و بعضي دوستانم همان حسهاي بالا را داشتند و با دلگيري حرفش را مي زدند. آن روزها تمام شد. همه ما به همه آنچه مي خواستيم رسيديم و...

 و زندگي همه چيز را سخاوتمندانه به ما مي دهد اما هميشه مي گويد فقط به اندازه چند ثانيه حوصله داشته باشيد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 23:17  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

از خواندن مقاله خانم علاسوند در همشهري كه همه محدوديتها را طبيعي وجود تو به عنوان يك زن مي داند،  تا بحثهاي هر روزه سيماي حكومت كه از من و تو تغذيه مي كند تا همه وجودمان را زير سوال ببرد و مدام تجويز حجاب بكند و هر روز دامنه اين امر را وسيع تر بكند و مثل امروز بگويد علما و فقهاي سده اخير تاكيد بر روگيري كرده اند!!! تا خواندن خلاصه مناظره دكتر فاطمه صادقي، تنها صدايي كه حس مي كني از گلوي تو بوده است و معترضانه بيان مي كند كه چرا حجاب را مرتبط با حيا مي كنيم؟ و تا همه اتفاقات زشت ونا امني هاي مكرر اين روزها و قرار دادن زن و اوباش در كنار هم و بگير و ببند هر دو براي شكل دهي به طرح امنيت اجتماعي، ديگر آنقدر احساس خفگي مي كنم كه گاهي دوست دارم در خانه را آرام باز كنم تا هر آدم امني را در خانه ام ببينم و پايم را بيرون نگذارم تا شايد همه اينها را طوري فراموش كنم و حس كنم هنوز مي توانم عنوان انسان را يدك بكشم و اين همه ابژگي طوري از يادم برود! زن در نگاه ديني امروز آقايان موجودي است براي صرف لذت و تحريك جنسي، به همين صراحت زشت و از آنجا كه همچنان تماميت طلبي نظام پدر سالار در جاي خود محفوظ است تو به عنوان يك زن حق هيچ شكايتي نداري و بايد تمامي هم و غم خود را صرف پاسداري از آرامش و تماميت سلايق و خواسته هاي جنسي كني كه دنيا را تنها از ديد خود نگاه مي كند و هيچ حاضر نيست صدايي محالف بلند شود چه رسد به اين كه آن را بشنود!

انگار ديگر هيچ جايي براي نفس كشيدن نيست و صداي گوينده تلويزيون همچنان در گوشم مي كوبد كه " خواهران با ايمان من، نكند كه با گرم شدن هوا شكايت كنيد كه چرا فقط ما بايد تا اين حد خود را بپوشانيم و اگر مردها يك روز اين حجاب را بر سر مي انداختند مي فهميدند چقدر سخت است و حرفهايي از اين دست ( يعني اينگونه حرف زدن موقوف) و دعا كنيد كه به اندازه اين سختي خداوند خدا اجري عظيم را نصيبتان كند ! " حالا ديگر در اين زمانه بي هاي و هوي لال پرست، دلم براي خدا خيلي مي سوزد!

دلم مي خواهد يك روز بيدار شوم و ببينم كه اين همه حرفهاي بيهوده و بي تفاوت به شان انساني همه آدمها از مرد و زن همه تمام شده است. افسوس ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 13:35  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ تخصصي سقط جنين- استفتا در مورد سقط جنين در موارد تجاوز
ف ی ل ت ر ش ک ن
ف ی ل ت ر ش ک ن
فمينيسم سكولار :پیشقراول مدرنیته در ایران! مهرداد درويش پور
بحث داغ حجاب...
گستردگی ازدواج موقت در مذهبی ترین شهر ایران
خانه يك افغاني كجاست؟!
ختنه دختران
ما اتومبیل بوده ایم!!!!
رویکرد فمینیستی در تفسیر قرآن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
نظریات فمینیستی
روزنگار
گشتی در شهر
زنان پیشتاز
ترجمه
نقد کنیم!
یادمان باشد...
از دوستان
با هم بخوانیم
ایده
پیوندها
کانون زنان ایران
مجله زنان
زنستان
جامعه شناسی و زندگی روزمره
جامعه شناسی ایران
آمنه شیرافکن
دکتر شیرین احمد نیا
عباس معروفی
مریم رضایی
احمد قابل
بامداد لاجوردی
امید معماریان
معصومه ناصری
خورشيد خانم
مريم ميرزا
اسپارتا
حباب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان