تبليغاتX
زن و جامعه
سياه مشق هاي يک دانشجوي مطالعات زنان
 

فکر کنم ۲ هفته پیش بود که خبر فیلتر شدن وبلاگ پنجره ای از آن خود آمنه را به خودش که از این فیلترینگ خبر نداشت دادم. حالا ۲ روز است که خودم هم نمی توانم وبلاگم را باز کنم. از روی آمار وبلاگ و تعداد کم کامنت ها هم شاید بشود حدس زد که انگار ما هم اول در خطوط دانشگاه تهران و انگار بعدش در همه جا دچار فیلتر می شویم.

از همین صبح که تازه کارمرا شروع کرده ام دلم یکباره برای وبلاگم انچنان تنگ شده که ...

اگر فیلترینگ درست باشد احتمالا به آدرس جدیدی نقل مکان می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 10:54  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:26  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

امروز كه نمايشگاه كتاب دومين روز افتتاح خود را اينبار در مصلاي نيمه ساخته تهران آغاز كرد، با كلي ذوق و شوق و علي رغم اينكه مي دانستم امسال بسياري را در اين نمايشگاه نمي بينم -  به عللي كه بارها ذكر شده و كاملا هم از نظر من كه امروز همه چيز را خودم مي ديدم درست است- به همراه يكي از دوستان از كلي كار و گرفتاري فرار كرديم و خود را به مكان جديد رسانديم. از همان ابتدا به نوعي سرگردان بوديم و البته شايد بخشي از اين سرگرداني به دليل نا آشنايي با اين مكان تازه بود اما كمي بعد اين سرگرداني را مي توانستيم در چهره اكثركساني كه آمده بودند ببينيم. از درب رو به مترو بهشتي وارد شديم و درست جلوي غرفه كتابهاي عربي و لاتين در آمديم كه به نظر مي رسيد بهترين غرفه ها را به خود اختصاص داده بودند. در محوطه نمايشگاه فضاهاي خالي و بي امكاناتي چشمگير نسبت به نمايشگاه قبلي جلب توجه مي كرد. وقتي از راههاي سنگلاخي گذشتيم بالاخره به غرفه هاي مربوط به ناشران داخلي رسيديم و اينجا بود كه غرفه هاي ساخته شده از چادرهاي سفيدي كه باد آنها را تا روز آخر با خود خواهد برد! آدم را به ياد چادر بيمارستانهاي صحرايي مي انداخت. داخل غرفه هايي هم كه در ساختمانهاي نيمه ساخته بر پا شده بودند اوضاع چندان بهتر از قبل نبود. بعضي جاها سقف چكه مي كرد! يكبار يك تكه از يك ميله فلزي درست جلوي پاي بازديد كننده اي كه فقط چند قدم جلوتر از ما بود سقوط كرد و فقط خدا رحم كرد ونجابت اين بازديد كننده كه كار به سروصدا نكشيد. بقيه جاها براي رفاه حال حضار موكت پهن شده بود و خيلي ها خسته از اين همه سنگ و تپه نوردي روي اين موكت هاي مجلل نشسته بودند. يك لحظه به ياد محوطه زيبا و سرسبز نمايشگاه بين المللي و آن فواره زيبايي كه نمي گذاشت در محوطه گرماي امروز را چندان حس كنيم افتادم و سكوهاي زيباي داخل سالنها كه محل استراحت حضار بود. دلم مي خواست زودتر بيرون بروم. شلوغي بيش از حد روزهاي اول نمايشگاه و اين اوضاع ظاهري نابسامان همه را به شكايت واداشته بود. راستي دليل اين همه اصرار براي اين انتقال آن هم در شرايطي كه هنوز اين مكان آماده نيست چه بوده است؟ چند شب پيش آقاي خادم كه فكر مي كنم در شوراي شهر است مي گفت نمايشگاه كتاب آبروي ماست. اگر اين طور باشد اگر تا به حال همه اين آبرو از دست نرفته باشد، كلي زير سوال رفته است!

---------------------------------------------------------------------

پ.ن. به كساني كه مثل من نهار خوردن خيلي برايشان مهم است اكيدا توصيه مي كنم مقاديري مواد غذايي همراه داشته باشند تا اگر مثل امروز هايدا كه تنها غذاي سرد نمايشگاه بود و فقط يك غرفه داشت ساندويچش را تمام كرد و نتوانستيد خودتان را به غذاي گرم و بي كيفيت و گران تر از حد معمول تنها يك غرفه شلوغ موجود راضي كنيد، مثل امروز من به درد معده دچار نشويد.

براي حفظ ادب از وضعيت wc  ها مي گذرم. اما ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:19  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

محمد طاهری عزیز با لطف و توجه همیشگی اش مطلبی در مورد اوضاع این روزها و مبارزه علیه بی حجابی نوشته است که فکر می کنم مطلب تکمیلی خوبی برای نظرات من است. با اجازه خودش و با سپاس دوباره لینک مطلب را می گذارم. حتما بخوانید.

از وبلاگ فردای نو- محمد طاهری

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:0  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

 

چند روزی است دوباره با آغاز فصل گرما داستان مکرر مبارزه با بی حجابی آغاز شده. جدا از اینکه بخواهم وارد این بحث شوم که اصولا ما هنوز بی حجاب نداریم ونهایتا می توان گفت بد حجاب داریم( این مساله هم قابل بحث است که اصلا خوب و بد از نظر چه کسی؟) خیلی چیزها در این طرح باز هم قابل توجه است.

یکی از این مسائل پرداختن بی باکانه سیما به این مقوله و بحثهای هر روزه در این باب است بی آنکه واقعا ریشه یابی اساسی از این مساله انجام شود. تا جایی که من پیگیری می کنم و گاه و بی گاه به تماشای این برنامه ها نشسته ام در هیچکدام مساله به واقع یک بحث دو طرفه با حق مساوی برای گفتگو نبوده است. فصل مشترک همه این برنامه ها حضور یک روانشناس! ترجیحا خانم و مسلما با پوشش چادر است که مواضع کاملا مشخص دارد و نتیجه هم از ابتدا کاملا مشخص است. من ضمن احترام به همه کسانی که هر نوع پوششی را برای خود و از روی استدلال خاص خود انتخاب می کنند  تنها به ذکر چند مساله اکتفا می کنم. اینها صرفا مسائلی است که به ذهن من خطور کرده و حاصل مشاهداتی است که این روزها هر جایی به راحتی قابل رویت است.

اولین چیزی که در تذکرات ماموران خاص این امر جلب توجه می کند اصرار آنان بر این است که نوع پوشش افرادی که با آنها صحبت می شود مناسب با عرف جامعه نیست. فکر می کنم منظور از عرف دقیقا چیزی است که در ذهن یک گروه خاص است نه دقیقا چیزی که در جامعه وجود دارد و انتخاب اجتماعی است جدا از درست یا غلط بودن آن.

جدا از مساله اول این سوال مدام در ذهن هر بیننده ای ایجاد می شود که آیا راه صحیح برخورد با این مساله دقیقا همین راه انتخاب شده است؟ راهی که سالهای گذشته هم امتحان شد و نتیجه آن به هیچ عنوان مثبت و ماندگار نبود و شاید حتی به برخی رویارویی های نسل جدید با آنچه ارزش های جامعه دانسته می شود دامن زد.

جدا از همه این مسائل مدتهاست به این مساله فکر می کنم که چرا دستگاههای اجرایی کشور و مسئولان مربوطه تا این حد به نظر نخبگان اجتماعی بی اعتمادند و حتی حاضر به طرح نظرات آنها بدون کم و کاست نیستند چون به نظر می رسد اکثر افرادی که به نوعی به عنوان متفکران اجتماعی شناخته می شوند برخورد قهری با این پدیده را تایید نمی کنند و مسلما راهکارهای ریشه ای تری را برای آن مناسب دانسته و طرح می کنند.

و در نهایت چیزی که تمام این روزها مدام ذهنم را به خود مشغول کرده مساله هویت نوجوانان و جوانانی است که به راحتی نسل دوم تن به ارزشهایی نمی دهند که نمی خواهیم یا شاید نمی توانیم به درستی از آنها دفاع کنیم! شاید بد بناشد که کمی به گذشته برگردیم و مساله را در عملکردهایی جستجو کنیم که آنچنان جوانان ایرانی را گاهی و از برخی جنبه ها تهی نموده که امروز هیچ هویت قابل دفاع و خودساخته ای به نام هویت ایرانی در خود سراغ ندارد و به راحتی تن به تغییراتی می دهد که خود هیچ نقشی در آنها ندارد.

کاش مساله هویت این نسلها را جدی تر و عالمانه تر و صمیمانه تر و نه فاضلانه تر بررسی کنیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:47  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ تخصصي سقط جنين- استفتا در مورد سقط جنين در موارد تجاوز
ف ی ل ت ر ش ک ن
ف ی ل ت ر ش ک ن
فمينيسم سكولار :پیشقراول مدرنیته در ایران! مهرداد درويش پور
بحث داغ حجاب...
گستردگی ازدواج موقت در مذهبی ترین شهر ایران
خانه يك افغاني كجاست؟!
ختنه دختران
ما اتومبیل بوده ایم!!!!
رویکرد فمینیستی در تفسیر قرآن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
نظریات فمینیستی
روزنگار
گشتی در شهر
زنان پیشتاز
ترجمه
نقد کنیم!
یادمان باشد...
از دوستان
با هم بخوانیم
ایده
پیوندها
کانون زنان ایران
مجله زنان
زنستان
جامعه شناسی و زندگی روزمره
جامعه شناسی ایران
آمنه شیرافکن
دکتر شیرین احمد نیا
عباس معروفی
مریم رضایی
احمد قابل
بامداد لاجوردی
امید معماریان
معصومه ناصری
خورشيد خانم
مريم ميرزا
اسپارتا
حباب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان