تبليغاتX
زن و جامعه
سياه مشق هاي يک دانشجوي مطالعات زنان
 

خیلی بد است که آدم حواسش هزار جا باشد وهیچ جا هم نباشد! نمی دانم چرا اینقدر بی دقتی کردم که درست وقتی داشتم تنظیمات قالب را دستکاری می کردم و پیوندها را اینطرف وآن طرف می بردم کلی از پیوندهایم پرید ومن ماندم مبهوت از کاری که کرده بودم. گفتم همین جا عذر بخواهم از همه دوستانی که این اتفاق باعث شد که لینک وبلاگ یا سایتشان از دست برود. در اولین فرصت ممکن این ایراد بر طرف خواهد شد.

یک خبر دیگر هم هست وآن اینکه، بالاخره دلم را به دریا زدم و چند محل ان طرف تر در همین بلاگ فای خودمان یک آدرس دیگر گرفتم تا مگر از تیغ سانسورچی ها چند روزی  خانه ام را در امان نگه دارم وبه احترام خیلی از دوستانی که مدام این فیلترینگ بد را یادآوری می کنند و گله از اینکه نمی توانند وارد شوند، به منزل جدیدی کوچ کنم. هرچند که آش همان آش است و کاسه همان کاسه و از چند روز آینده با بردن نام زن دوباره دور از ذهن نیست که همین اتفاق روی دهد.به هر ترتیب به این آدرس میروم ومنتظر همه دوستان هستم.

درضمن، گل وشیرینی فراموش نشود.

www.tabesh1361.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 14:8  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

دلم بوی نم و کاج را یکجا می خواهد! بوی آن روزی را که توآنقدر خوب به نظر می رسیدی که من به آیه های همه رسولان زمینی یکجا ایمان آورده بودم و تو هم یکی از آنها بودی! چه روزهای خوبی بود، نه؟ چه روزهایی بود وقتی همه ساده و صادق و صمیمی به نظر می آمدند و این همه تناقض در حرفها و نگاهها موج نمی زد و دستهای تو به این آسانی ویران نمی شدند. روزگار غریبی است. شاید همه اینها پیامدهای مدرنیته باشد که 12 ماه است در کتابخانه ام هر روز و هر شب برایم چشمک می زند و انگار می خواهد به زور هم که شده اثبات کند که خدا را با همه بزرگیش درست در وسط همین ماهی که می باید خوب دریابیش، به زمین کشانده اند و به خاطر همه بودنها و نبودنها محاکمه اش می کنند! یادت هست؟ آن روزی را که من ترسیده  بودم و تو خدا را با من چشم در چشم قرار دادی به هوای خوردن تنها یک استکان چای و یک گپ ساده و من تنها با خواهش و ترسی توام با اعتماد به همه رسولان زمینی نگاهت کردم و تو بی آنکه هوایم را داشته باشی همه را در بزمی که چیده بودی نشاندی و خودت بی هوا بلند شدی ورفتی تا اسطوره همه رسولان زمینی یکجا از دست برود. باید یادت باشد؛ هر چند...

---------------------------------------

گاهی شده که دلتان بخواهد یک روز تمام، بی هیچ کم وکاست، بی آنکه حتی بهانه درخوری داشته باشید از صبح تا شب، درست به اندازه  یک روز تمام زار بزنید و دلتان برای همه مردگان تنگ شود و همه خاطرات دور و نزدیک را مرور کنید و یکباره دلتان هوای بدترین آدم های زندگی تان را بکند وعطرتان را که می زنید بی هوا پرتاب شوید به 3 سال پیش و یکباره فکر کنید کجا ایستاده اید؟ چه می کنید و چقدر عمرتان عجیب و سریع سپری می شود آنقدر که بترسید حتی پلک بزنید مبادا وقتی چشم باز می کنید همه چیز تمام شده باشد و...

نمی دانم چرا دیشیب حال و هوایم اینگونه شد وبه جای همه این سالهای بی اشک وکم اشک تا توانستم گریه کردم بی آنکه بدانم چرا و بعد هم دلم هوای هذیانهای گاه وبی گاهم را کرد. با هیچ کس نبودم و با همه بودم. به کسی بر نخورد لطفا!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 14:51  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

برای پدرم و سالروز تولد جاودانه اش با دنیایی دریغ و درد، درست به تازگی همان ثانیه های تلخ وداع و امتداد همان حس " چه بی تابانه می خواهمت، ای دوریت آزمون تلخ

 زنده به گوری!..."

-----------------------------------

 

دریغا شیرآهنکوه مردا که تو بودی،

و کوه وار

پیش از آن که به خاک افتی

نستوه واستوار مرده بودی.

اما نه خدا و نه شیطان _

سرنوشت تو را بتی رقم زد

که دیگران می پرستیدند:

بتی که

       دیگرانش

              می پرستیدند.

 

-----------------------------------------

 

اما داوری آن سوی در نشسته است، بی ردای شوم قاضیان،

ذات اش درایت و انصاف

هیات اش زمان،_

و خاطره ات تا جاودان جاویدان در تکرار ادوار داوری

                                                                خواهد شد.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 10:10  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

درست وقتی عجله داری همه چیز درهم گره می خورد! تقریبا یقین دارم که برای همه این اتفاق می افتد و دلیلش هم بسیار واضح است. دوستی می گفت وقتی عجله داریم به این معنی است که دچار فقدان دقت هستیم و به همین سادگی در همه کارها گره ایجاد می شود! شاید درست مثل این روزهای من. تا ۳۱ شهریور به دستور تحصیلات تکمیلی باید پرونده پایان نامه را ببندم و دفاع کنم. درست یک روز مانده به تحویل پایان نامه استاد مشاور محترم یک ایراد اساسی از کار گرفتند که مستلزم حداقل دو هفته کار است. موقع پرینت گرفتن از کار درست ۱ فصل ۴۰ صفحه ای بر حسب اتفاق اشتباه پرینت شده!شماره صفحه ها از فارسی به انگلیسی تغییر کرده و فونت هم تا حدی به هم ریخته! بعد از کلی دوندگی بیهوده یک نسخه کاملا ناقص تحویل تحصیلات تکمیلی شده که فقط دعا می کنم از دیدنش استاد داور شکه نشود! دقیقا همین روزها که شدیدا نیاز به برنامه خاص آمار دارم ویندوز کامپیوتر پریده وهمه چیز رفته روی هوا. در همین بین اتصال اینترنت دچار اشکال شده و هر چه این نوت بوک را این طرف و آن طرف می برم کسی از پسش بر نمی آید! در همین روزهاست که کلی مهمان هم می آید. یکی از اساتید هم کاری را می خواهد که نیاز به کلی دوندگی دارد. استاد مشاورم کاناداست و عملا امکان صحبت دقیق نیست. داور مشخص شده اما معاون آموزشی مدام تاکید می کند که اسم داور محرمانه است و من نمی دانم چرا فقط برای من محرمانه است؟! چون تقریبا دیگر همه اسم داورشان را می دانند!

بعد از همه اینها درست روزی که پایان نامه را تحویل دادم و تقریبا کارهایم را در دانشگاه تمام کردم نوت بوکم خود به خود درست شد! استاد مشاورم ایمیلش را چک کرد و برایم آرزوی موفقیت کرد. فونتم سر جایش برگشت آن هم فقط با تعویض یک کامپیوتر! از قرار معلوم تحصیلات تکمیلی با این همه پایان نامه استاد داور پیدا نمی کند و ما فعلا در دانشگاه تشریف داریم و هیچ عجله ای هم نیست. فردا صبح اشکال پایان نامه حل می شود و من فقط فکر می کنم این همه فشار این روزها و درهم ریختن کارها فقط ناشی از بی دقتی من بوده؟!

به همه اینها اضافه کنید دنبال کار گشتن و فکر کردن به اینکه پس معدل بالا داشتن و نفر اول دوره بودن به چه دردی میخورد؟! چون همچنان در این زمینه اندر خم یک کوچه ام.

با وجود همه اینها روزهای امروز از بهترینها هستند با وجود همه سختی شان و با این همه هذیان... 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 23:31  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

"ماده پیشنهادی دولت درلایحه حمایت از خانواده مبنی بر عدم نیاز به اجازه زن برای ازدواج مجدد مرد در صورت احراز تمکن مالی و عدالت از سوی دادگاه طی هفته گذشته بحث و نقد و نظرهای مختلفی رادر بین نمایندگان مجلس، حقوقدانان و محافل اجتماعی و فرهنگی کشور برانگیخت. درحالی که برخی محافل حقوقی و اجتماعی تاکید دارند که پیشنهاد دولت ناقض هدف لایحه و موجب تسریع در تلاشی و از هم گسیختگی نهاد خانواده است، سخنگوی دولت پیشنهاد لایحه مذکور را در جهت حمایت از کیان خانواده می داند".

این خلاصه مطلبي بود كه در روزنامه همشهری مورخ 1 شهریور ماه جلب نظر می کرد!

جدا از همه بحثها و انتقادات حقوقی که به این لایحه پیشنهادي از سوی دولت نهم وارد است، جای این سوال خالی است که چگونه پیشنهاد دهندگان لایحه آن را امری در جهت حفظ کیان خانواده تعبیر و تفسیر نموده اند؟!

اگر سری به دادگاههای خانواده بزنید، اگر دیدگاه بسیاری از قضات را پیرامون حقوق زن دریابید، اگر به برخورد این افراد با زنانی که به انحای مختلف قربانیان خشونت محسوب می شوند توجه كنيد، پاسخ را چندان دشوار نخواهید یافت.

در مدت 3 ماه حضور در دادگاه خانواده، گاه با آنچنان اظهار نظرهایی مواجه می شدم که تا قبل از آن طرح اینگونه حرف و حدیثها را از جانب افراد متعلق به کوچه و بازار نیز بعید می دانستم. از مخالفت با حضور گسترده دختران در دانشگاهها و قرار دادن آن در زمره عوامل ایجاد کننده بیکاری جوانان، تا اعتراض به زنانی که برای دادخواهی جایی جز محکمه عدل آقایان را نمی شناختند وبی هیچ نتیجه ای از آن رانده می شدند، همه و همه بخشی از نگاه مردان و زنانی است که قیم مآبانه به افراد جامعه می نگرند. در این میان تلاش برای امتیاز گیری هر چه بیشتر به ویژه در حوزه خصوصی و خانوادگی شایان توجه است.

در طول حضور در دادگاه خانواده، یکی از اولین مسائلی که زنان را به دادگاهها می کشانید و به شدت جلب نظر مي كرد، خیانت شوهران و در نوع شرعی آن اختیار کردن همسر دوم بود. در اکثر مواردی که از نزدیک شاهد آنها بودم، مسئله اصلی به هیچ عنوان عدم تمکن مالی مرد در اداره دو خانواده نبود بلکه مساله به عبارتی مساله ای انسانی و عاطفی بود. اینکه یک زن می پندارد، همانگونه که او نسبت به همسر خود پاکدامن و وفادار است، شوهرش نیز باید همین رویه را پیش گیرد، در غیر این صورت دلیلی برای ادامه حضور در خانواده و ادامه زندگی وجود ندارد. اولین ماده قانونی مستمسک این زنان، قانونی است که به زن اجازه می دهد در صورتی که مرد بدون اجازه همسر اول اقدام به تجدید فراش کند، همسر اول می تواند از او طلاق بگیرد!

سالهای اولی که مواد حقوقی را می خواندم، مدام به این مساله فکر می کردم که نهایت حمایت قانونی از چنین زنی این است که به او اجازه داده می شود پس از سالها زندگی و تحمل بسیاری شرایط دست از همه چیز شسته و زندگی خود را ترک کندو برای مرد؟! طبق معمول هیچ مجازاتی وجود ندارد. به عبارتی مرد در زندگی همه نوع حقي را دارد و اقدام او نيست كه سبب تلاشي بنيان خانواده است بلكه زن اول است که بدون ایجاد هیچ مزاحمتی یا باید زندگی را ترک کند‏‏‏‏‏ و یا با شرایط موجود بسازد و با تصويب لايحه جديد حتما بايد اين شرايط را بپذيرد!

با این حال در بسیاری موارد همین ماده قانونی به زنان کمک می کرد تا بتوانند در صورت عدم رضایت از شرایط بدین وسیله به وضعیت موجود اعتراض کنند و از آن خارج شوند. حال با ارائه وضعیت موجود می توان پرسید هدف طراحان این لایحه چیست؟ در واقع می توان گفت با نگه داشتن زنان در وضعیت موجود سیمای بیرونی و ظاهری خانواده را خوب نشان داده و آمار طلاق را کاهش دهند، غافل از آنکه مشکل میان زنان و مردان در خانواده بخشی ناشی از عدم آشنایی با فنون ارتباطی و بخشی نیز ناشی از وجود پاره ای قوانین به نفع مردان است که بدون توجه به تغییر شرایط جامعه صورت می گیرد. از جمله این موارد کاهش تعهد اخلاقی مردان است. مردانی که به راحتی خارج از کانون خانواده به برقراری ارتباط می پردازند و آن را حق خود می پندارند. در مقابل زنان جامعه از چنان سطحي از آگاهي برخوردارند كه اين مساله را نمي پذيرند و آن را اهانتی آشکار به خود تلقی می کنند. در این میان باید پرسید برای ارائه لایحه ای که دقیقا پا در حوزه خصوصی افراد می گذارد آیا نیازی به پرس و جو از آنان و سنجش افکار عمومی جامعه نیست؟ جامعه ای که به نظر می رسد متصدیانش به شدت از متن مردم دور شده و به نظر می رسد نیازهای آنان را نه تنها نادیده می گیرند که مسائل را تنها از دریچه نگاه خود دیده و تبعیت مردم را نیز امری بدیهی می شمارند. این مساله یادآور نگاه قیم مآبانه ای است که حتی در خصوصی ترین حوزه های زندگی مردم را دارای صلاحیت تصمیم گیری برای خود نمی دانند. 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:28  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

ديروز در يكي از شبكه هاي تلوزيوني كه متاسفانه نتوانستم رصدش كنم خانمي به نام حاج عبدالباقي مشغول صحبت در مورد پيامبر اكرم و ويژگيهاي شخصيتي ايشان بود. حرفها مانند هميشه تكراري و با مضامين كليشه اي هميشگي بود تا صحبت به رفتار پيامبر با همسران رسيد. در اينجا بود كه كارشناس محترم بيان داشتند كه در آيه اي از قرآن(نقل به مضمون) كه به مسلمانان توصيه شده براي ورود به خانه پيامبر در بزنند مساله غيرت پيامبر و پوشش زنان پيامبر مطرح است. به اين ترتيب كه خداوند به زنان پيامبر به صورت مستقيم نمي گويد خود را بپوشانيد و عفيف باشيد چون فرض براين است كه اينگونه هستند بلكه خداوند با در نظر گرفتن غيرت پيامبر از مسلمانان مي خواهد كه براي ورود به خانه در بزنند و ملاحظه غيرت پيامبر را بكنند! (نقل به مضمون)

مطابق معمول در برابر آنچه از سيماي حكومت پخش مي شود هيچ اعتراضي وجود ندارد. فقط به اين فكر مي كنم كه چند نفر از مردان و زنان ساده دل اين برنامه را ديده اند و احساس كرده اند يكي از ويژگي هاي اصلي پيامبرشان غيرت شديد نسبت به همسران بوده و باقي قضايا؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 13:33  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

 

براي پدرم،

من همه چيز را پس  مي زنم تا تو را باز يابم.

تا تو را در طراوت اين تنها نامي كه چيزي جز صداقت درآن نيست بازيابم؛

پدر.   

                          " كريستين بوبن"

 

آري،

سكوت تو هرگز دليل پايان نيست...

 

براي محمد عزيز و مهرباني صميمانه اش،

براي مهدي عزيز و همراهي صادقانه اش،

و برای همه دوستانم كه جنسيت هيچ گاه نقاب انديشه شان نشده  است.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 14:44  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

 

۴ مرداد ۱۳۸۶ - منبع: سایت بازتاب

فرمانده نيروي انتظامي در همايش بزرگ «پليس، جامعه و امنيت اجتماعي» ‌گفت: پس از برخورد با سازمان‌دهندگان فساد، فاسدان و هنجارشكنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام مي‌كند كه در ادامه پيگيري‌هاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها كه فساد را تئوريزه كرده و به نام مقتضيات زمان، اشاعه فساد مي‌دهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد مي‌كند.

به گزارش ايسنا، سردار اسماعيل احمدي‌مقدم روز چهارشنبه سوم مرداد ماه در حالي كه از شهرزاد باباعليپور، خبرنگار ايسنا به دليل نگارش گزارش «چماقي كه مردم را نشانه رفته بود با اقتدار بر سر گنده‌لاتها فرود آمد» تقدير كرد، طي سخناني با اشاره به تئوري‌هايي كه رفتارهاي فاسد را از مقتضيات زمان مي‌دانند، گفت: آيا روابط غيراخلاقي جوانان در قهوه‌خانه‌ها، راه‌حل ازدواج نكردن است؟ اگر امكان ازدواج وجود ندارد، بايد اين امكانات فراهم شود نه آن كه در مقابل كسي كه گرسنه است، به جاي غذا دادن، غذا نشان داد و او را تحريك كرد.

وي افزود: بر اين اساس با آنها كه تحت عنوان حقوق شهروندي از رفتارهايي كه شهوات جوانان را تحريك مي‌كند به نام حريم خصوصي و حقوق شهروندي دفاع مي‌كنند، تئوريزه‌هاي فساد انگيز را در جامعه اشاعه مي‌دهند و با سوءاستفاده از فضاي كشور قصد دارند، اختلاف‌افكني كنند و با راه‌اندازي جنگ رواني اقدامات امنيتي را تحقير كنند، برخورد مي‌شود.

پليس، قانون را خوب مي شناسد
پليس حتي به حريم خصوصي افراد سرك هم نمي‌كشد

سردار احمدي‌مقدم با تاكيد بر اين كه پليس، قانون را خوب مي شناسد، اظهار كرد: حقوقي‌ترين دستگاه بعد از قوه قضاييه، نيروي انتظامي است و اگر بخشنامه‌اي در برابر نوع پوشش‌ها عنوان مي‌شود، درباره موي پسرها و نوع مدل آرايششان نيست، بلكه مقابله با رفتارها و نمادهاي گروه‌هاي منحرف مثل شيطان‌پرستهاست كه برخورد با پوشش‌ها را به پليس محول مي‌كند.

فرمانده ناجا افزود: پليس به هيچ‌وجه قصد ورود به حريم خصوصي را ندارد و به اين حوزه نيز سرك نمي‌كشد، بلكه اگر هنجارشكني و مفسده‌اي در حوزه خصوصي افراد اتفاق مي‌افتد، فرد مي‌داند و خداي خود، اما حريم خصوصي تعريف دارد.

وي حريم خصوصي را مادامي دانست كه عمومي نشده باشد و در اين رابطه افزود: اگر فردي با ظاهر غيراخلاقي در پشت‌بام منزلش حاضر شود، ديگر حريم خصوصي معنا ندارد، چرا كه او با اقدام به عملي ناهنجار، حريم عمومي مردم را خدشه‌دار كرده است.

اول بايد هنجارها را تعيين كنيم، بعد با هنجارشكنان برخورد شود
سردار احمدي‌مقدم با تاكيد بر اين كه اول بايد هنجارها را تعيين كنيم و سپس با هنجارشكنان برخورد شود، اظهار كرد: در قرآن واژه «تبرج جاهليت» تعريف شده است و خودنمايي و جلوه‌گري انواع آرايش‌ها و ظاهر مانكني در لباس‌هاي بدن‌نما و كوتاه به معناي جلوه فروشي از نمادهاي تبرج است كه از حدود شرعي خارج بوده و ناهنجاري است.

برخي واكنش‌هاي رسانه ملي ناشي از كژسليقه‌اي، ناپختگي و خطاي رفتاري مجري بود
وي برخي واكنش‌هاي رسانه ملي طي روزهاي اخير در مقابل طرح ارتقاي امنيت اجتماعي را ناشي از كژسليقه‌اي، ناپختگي و خطاي رفتاري توصيف كرد و گفت: اين موضوع كه نيروي انتظامي اعلام كرده است: هر كس موي سرش بلند باشد با او برخورد مي‌كنيم، ناشي از كژسليقه‌اي يك مجري در صحنه رسانه بوده است و همانطور كه احتمال خطا در صحنه حادثه براي پليس وجود دارد، اين اتفاق براي يك مجري برنامه زنده هم مي‌افتد و اين خطاها اشكالي ندارد، چرا كه به واقع به دنبال اين جريان، 96 درصد مردم خواهان استمرار طرح شدند و به نوعي برنامه مذكور براي نيروي انتظامي عامل خير شد.

پوشش‌هاي ناهنجار مورد برخورد پليس برگرفته شده از سكس‌هاي خشن و فيلمهاي خون‌آشام است
فرمانده ناجا مدلها و پوشش‌هاي ناهنجاري كه پليس با آن برخورد مي‌كند را مواردي دانست كه با تقليد از فيلمهاي خون‌آشام و يا برگرفته شده از سكس‌هاي خشن، سكس پارتي‌ها و ... عنوان كرد و گفت: در حالي كه غفلت والدين بر اين است كه اينها فقط يك مد است، پليس، خود را در مقابل يك جريان انتشار دهنده رفتارهاي انحرافي مي‌بيند كه به هيچ وجه در مقابل آن كوتاه نخواهد آمد.

وي گفت: اگر طرح جمع‌آوري اراذل و اوباش نبود، آنوقت مي‌ديديد كه بعد از قضيه سهميه‌بندي بنزين چگونه اين افراد در گروه‌هاي غارتگر، امنيت جامعه را به دستور شبكه‌هاي ناامن كننده كشور بر هم مي‌زدند.

پليس فعاليت شبكه‌هاي سنگ‌انداز فساد را تحت نظر دارد
سردار احمدي‌مقدم با اشاره به شبكه‌هايي كه براي فساد بسترسازي كرده و در مقابل اقدامات نيروي انتظامي و قوه قضاييه سنگ‌اندازي كرده و قصد راه‌اندازي دعوا دارند، گفت: افراد اين شبكه‌ها بدانند كه پليس، تمامي اقدامات آنها را تحت نظر دارد و همه اين افراد در مقابل پليس صاحب پرونده فساد هستند و براي نيروي انتظامي روشن است كه اين افراد به دنبال فرار به جلو هستند، اما نيروي انتظامي با افشاي پرونده‌هاي آنها چهره كريه‌شان را به جامعه نشان خواهد داد.

وي با اشاره به اظهاراتي كه اجراي طرح ارتقاء امنيت اجتماعي را در جهت ارعاب گروه‌هاي سياسي معرفي كرده است، عنوان كرد: مردم واقعيات را مي‌دانند و بدانند پليس اين گونه نيست و دست ما در برابر پاسخگويي به اين گونه اظهارات پر است.

مردم خواهان استمرار اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي هستند
فرمانده ناجا با تاكيد بر اين كه خوشبختانه مردم خواهان استمرار اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي هستند، گفت: نيروي انتظامي، پليس امنيت و در درون آن پليس اخلاقي را تاسيس كرده تا با ايجاد ساختاري دروني و با در نظر گرفتن ابعاد حقوقي در مقابل متجاوزان، ابزار و امكانات را به كار گيرد.

وي افزود: امروز بر هيچ كس پوشيده نيست، امنيت اجتماعي ضرورت اوليه جامعه است و وظيفه هر حكومت، برقراري اين امنيت است، چرا كه توسعه، شكوفايي دانش، بسط فضائل و رشد اخلاقي جامعه در پرتو امنيت امكانپذير است.

سردار احمدي‌مقدم با تاكيد بر اين كه پليس به جهات نرم‌افزاري امنيت بايد بيشتر توجه كند، افزود: اخلاق زيربنايي‌ترين چيزي است كه در مقابل ناهنجاري‌ها، اعتياد، انحراف، فساد و ناامني، توانايي تغيير اوضاع را داشته و چاره‌ساز امور است.

اگر در گذشته تجاوز به عنف با زور بود، امروز شاهد اغفال دختران و زنان هستيم
وي با بيان اين كه اگر در گذشته تجاوز به عنف با زور بود، امروز شاهد اغفال دختران و زنان هستيم، اظهار كرد: چاره‌اي نيست جزء آن كه پرده‌ها تا حدي كنار بروند و با عريان شدن مسائل، عاقبت دوستيهاي خياباني، ازدواجهاي پاركي و خانواده‌هاي شكننده ديده شود تا راهي براي مقابله با بهره‌برداري جنسي، بيگاري جنسي و جلوگيري از كشاندن دختران معصوم به دام فحشاء پيدا شود.

متاسفانه در 80 درصد تجاوزات، قرباني گام اول را برداشته است
سردار احمدي‌مقدم با ابراز تاسف از اين كه در 80 درصد تجاوزات، قرباني گام اول را برداشته است، ‌گفت: پليس به دنبال رفع اين مسائل است و كاري به مو و مد و رنگ لباس ندارد و جنگهاي رواني كه تحت تاثير افكار غلط مطرح مي‌شود، نمي‌تواند پليس را از هدفش دور نگهدارد.

نيروي انتظامي در هيچ ميداني به شكل فله‌اي و ناگهاني ظاهر نمي‌شود
فرمانده ناجا افزود: پليس در صحنه اجراي طرحهاي خود هوشمند و با استفاده از مراكز معتبر فكري وارد عمل مي‌شود و اين در حاليست كه تاكيد مي‌كنم نيروي انتظامي در هيچ ميداني به شكل فله‌اي و ناگهاني ظاهر نمي‌شود و با ارزيابي و ارزشيابي، اقدامات خود به شكل هدفمند طرحهايش را استمرار مي‌دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 21:55  توسط فاطمه ظريف جلالي | 

 

نشستن پاي صحبتهاي قاضي مرتضوي و سردار رادان در شبهاي اخير خيلي ها را پاي رسانه حكومت نشانده تا شايد تكليف اين روزهاي افزايش طرح امنيت اجتماعي يا به عبارتي مبارزه با زنان بد حجاب و اراذل واوباش! را بدانند. همين حالا كه دارم مي نويسم، قاضي مرتضوي با افتخار از طرح امنيت اجتماعي مي گويد و در مورد حقوق شهروندي متهمان و محكومان صحبت مي كند و از كرامت انساني متهم مي گويد كه خود اين مساله جاي بحث بسيار دارد.

در واقع نيامده ام تا از اين طرح بنويسم. انگيزه تمام اين سخنها پخش فيلم اعترافاتي از جواني به نام رجبي در برنامه كوله پشتي و مصاحبه با دختري بود كه مورد تجاوز وي قرار گرفته بود. اين فرد از مشروب استفاده كرده بود، سابقه شرارت داشت و باقي قضايا و دختر...

پس از همه اعترافات ، بين دو طرح نيروي انتظامي كه در بالا ذكر شد آنچنان پيوند آشنايي برقرار شد كه براي چند لحظه حداقل من را به عنوان يك زن دچار شك كرد.

آخرين سوال مصاحبه كننده اين بود كه دختر مورد نظر در روز حادثه چگونه لباس پوشيده بود؟ و پاسخ متهم اين بود: لباس تنگ، موهاي بيرون با آرايش زننده!

درست در حالي كه قرباني تاكيد مي كرد اين حادثه در شب اربعين رخ داده و با كمي تعجب و تا حدي ناراحتي بيان نمود كه لباسش چندان هم تحريك كننده نبوده است. باز هم سناريوي تكراري برخورد با جرايم اين چنيني. درست دو سال پيش بود كه يكي از هم كلاسي هاي من هم ربوده شد و تا مرز تجاوز هم پيش رفت كه خوشبختانه از مهلكه گريخت. يكي ازسوالات اصلي نيروي انتظامي و دادگاه هم اين بود كه چه لباسي پوشيده بودي؟

بعد از سه ماه تهديد وكشمكش متجاوز آزاد شد و همكلاسي من هم  براي عمري، خاطره آن روز و تحقير آن روزهاي دادگاه و عدم حمايت نهادهاي مربوط را به خاطر سپرد.

ديگر چه مي توان گفت وقتي تو بايد از حقوق شهروندي خودت چشم پوشي كني تا در امان بماني؟! چه مي توان گفت وقتي راه حل امنيت در كشور محدوديت وسيع نيمي از افراد جامعه تعريف مي شود نه تربيت فردي و حمايت از تك تك افراد جامعه.

فقط مي توان گفت: طبق معمول " قرباني، متهم است!"

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 22:16  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 

بالاخره يكشنبه گذشته از سفر برگشتم. به عنوان اولين تجربه همه چيز خوب و توام با هيجان بود. اينكه چرا با يك هفته تاخير دارم مي نويسم خودش ماجرايي دارد. اما يك علتش اين است كه نمي خواستم بلافاصله بعد از سفر چيزي بنويسم و خيلي چيزها را هم بايد در موقع مناسب و مفصل يا گفت و يا نوشت.

يك سفر دو هفته اي به انگليس، 12 روز در ناتينگهام و 2 روز هم در لندن كه عملا همه اش به كارهاي دانشگاهي گذشت. تمام دو هفته به شدت باران مي باريد و فضا دقيقا آدم را به ياد صحنه هاي سريال شرلوك هولمز مي انداخت. به خصوص شبها كه همه جا به شدت ساكت بود ( البته به استثناي شبهاي لندن ).براي كساني كه عاشق طبيعت بكر و زيبا، هواي سرد و دائما ابري و باراني هستند انتخاب دانشگاههاي انگليس و به خصوص ناتينگهام انتخاب خوبي است، اگر كسي بتواند از پس هزينه هاي زندگي در گران ترين كشور دنيا بر بيايد.

جالب ترين مقوله ها براي من و شايد خيلي هاي ديگر كه هنوز يك پايشان در دانشگاه است، ديدن و تجربه كردن فضاهاي دانشگاهي و اگر فرصتي دست مي داد گشتن در فضاي شهري و ديدن مردماني بود كه چندان هم از ما جدا و متفاوت نيستند (حداقل در خصوصيات كلي انساني). جالب است كه خانواده ها گاهي تا 3 بچه داشتند و تعداد اين خانواده هاي كم هم نبود! قابل توجه كساني كه معتقدند در غرب خانواده متلاشي شده، بايد بگويم كه من كلي خانواده ديدم كه با پايبندي هر چه تمام تر در كنار هم زندگي مي كردند، بچه داشتند و از زمانيكه ازدواج مي كردند همه هم و غمشان زندگي و آينده كودكانشان بود. مساله بسيار جالب وجود جنبش پدران بود كه سازمانهاي غير دولتي را همراه خود كرده بودند و بر حقوق پدري خود پافشاري مي كردند. پدرانيكه عقيده داشتند بايد در پرورش و تربيت فرزندان خود نقش موثرتري داشته باشند و جايگاه خود را به عنوان پدري همراه در زندگي كودكشان حفظ كنند. به اين ترتيب روزهاي شنبه و يكشنبه كه به مراكز خريد و تفريگاههاي مردم مي روي، مي تواني تعداد زيادي از پدران را ببيني كه كالسكه كودكانشان را هل مي دهند و همراه آنها به كارهايشان مي رسند. همراه كودكانشان به كتاب فروشي ها مي آيند و براي كودكانشان بسيار با حوصله وقت صرف مي كنند. در رستورانها علي رغم حضور مادر بر كودكان نظارت مي كنند و حتي مرتب كردن نوزادشان را هم به عهده مي گيرند و اين كارها را نه وظيفه كه حق خود براي حضور در زندگي فرزندشان مي دانند.

جدا از اينها نظم انگليسي ها گاهي آدم را ديوانه مي كند. آن هم كساني مثل من را كه تقريبا به محاسبه زمان به صورت دوري عادت كرده اند و تاخيرهاي 15 دقيقه اي برايشان ديگر كاملا عادي شده! در انگليس اگر كسي ميگويد 17:55 دقيقه شما را مي بيند يعني حتي 1 دقيقه هم تاخير در كار نخواهد بود.

به لحاظ سطح كيفي دانشگاهي، حداقل در رشته خود من و بعضي از رشته هاي مرتبط، به نظرم اگر چيزي بيشتر نداشته باشيم كمتر نداريم جز امكانات آموزشي و رفاهي مناسب كه البته در لندن به نسبت ناتينگهام كمتر بود و آزادی بیان. اما در هر صورت تجربه اين فضاها هم خالي از فايده نيست.

پايبندي انگليسي ها به حفظ خاطرات گذشته را مي توان از تلاش اين مردمان براي برپا نگه داشتن بنا هاي 150 ساله و حتي بيشترشان به خوبي دريافت. فضاهاي شهر لندن در بعضي خيابانها گاهي آنقدر قديمي به نظر مي رسد كه آدم را كلافه مي كند.

و آخرين چيزي كه به شدت به چشم مي آيد حضور چيني هاي چشم بادامي است كه در اين كشور اروپايي بيداد مي كند. آنقدر كه وقتي خريد مي كني جز اجناس چيني با كيفيت بسيار عالي به سختي چيز ديگري پيدا مي كني و در خيابان هم تعداد چيني هايي كه با افتخار براي گذراندن تعطيلات به گران ترين شهر دنيا سفر كرده اند بسيار زياد است.

آمده بودم يك پست كوتاه بنويسم و بروم كه باز هم نشد. كلي عكس و فيلم گرفته ام كه بعضي را گذاشته ام و بقيه مطالب و چيزها هم بماند تا... اگر فرصتي دست داد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:18  توسط فاطمه ظريف جلالي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
وبلاگ تخصصي سقط جنين- استفتا در مورد سقط جنين در موارد تجاوز
ف ی ل ت ر ش ک ن
ف ی ل ت ر ش ک ن
فمينيسم سكولار :پیشقراول مدرنیته در ایران! مهرداد درويش پور
بحث داغ حجاب...
گستردگی ازدواج موقت در مذهبی ترین شهر ایران
خانه يك افغاني كجاست؟!
ختنه دختران
ما اتومبیل بوده ایم!!!!
رویکرد فمینیستی در تفسیر قرآن
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
نظریات فمینیستی
روزنگار
گشتی در شهر
زنان پیشتاز
ترجمه
نقد کنیم!
یادمان باشد...
از دوستان
با هم بخوانیم
ایده
پیوندها
کانون زنان ایران
مجله زنان
زنستان
جامعه شناسی و زندگی روزمره
جامعه شناسی ایران
آمنه شیرافکن
دکتر شیرین احمد نیا
عباس معروفی
مریم رضایی
احمد قابل
بامداد لاجوردی
امید معماریان
معصومه ناصری
خورشيد خانم
مريم ميرزا
اسپارتا
حباب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان